با سلام امروز می‌خوام نحوه نصب و راه اندازی فریمورک محبوب لارول را بر روی ابونتو توضیح بدم البته به طور کاملا خلاصه و مفید. در این آموزش فرض را بر این می‌ذاریم که شما با نحوه راه‌اندازی LAMP آشنا هستید.

مواد مورد نیاز برای نصب لاراول

  1.  composer
  2. php 5..3.7 به بالا
  3. اکستنشن mcrypt برای php
Laravel دو یا سه روش نصب داره که من یکیشو توضیح میدم.
1- ابتدا فایل‌های اولیه لاراول را از سایت رسمی اون دانلود کنید.
2- سپس فایل را از حالت فشرده خارج کنید. در این مرحله یه فولدر می بینید به اسم laravel.
3- این فولدر را هرکجا توی فولدر ریشه وب‌سرورتون بذارید. مثلن برای من توی آدرسه:

4- حالا فولدر اصلی پروژه من این میشه :

5- حلا ترمینالو باز می‌کنیم و دستورات زیر را برای تعیین دسترسی ها وارد می کنید

6- حالا وارد فولدر لاراول می‌شویم و دستور زیر را در ترمینال وارد می‌کنیم تا پکیج‌های مورد نیاز دانلود بشوند:
7- بعد از نصب نیازمندیها، یک کلید مخصوص برای عملیات رمز کردن می‌سازیم:
اگر هم اکنون آدرس http://localhost/laravel/public  را در آدرس-بار مرورگرتون وارد کنین می‌تونین  پیام خوش‌آمدگویی لاراول ر مشاهده کنین.
اگر سوالی در زمینه نصب یا استفاده از این فریمورک محبوب داشتید می‌تونید در بخش نظرات یا تماس با ما مطرح کنید، خوشحال می‌شم بتونم کمکتون کنم. در ضمن داکیومنت سایت لاراول هم منبع بسیار خوبی برای یادگیری و آشنایی با این فریمورک است.

نوشتن خوبه

خیلی وقته ننوشتم. یاد اون موقع‌هایی میفتم که می‌نوشتم و خوب بود کلن. تو این پست می‌خوام در مورد لینوکسی شدن دوباره‌م بنویسم و به عبارتی چی شد که دوستدار لینوکس شدم. (منظور از لینوکس همون «گنو/لینوکس»ـه)

از این بگم که داشتم یه مدتی رو یه پروژه تحت وب کار می‌کردم‌ (توی ویندوز) که مثل همیشه علاوه بر سرعت اجرای بسیار پایین apache که نمی‌دونم دلیلش چی بود (از xampp استفاده می‌کردم) به یه مشکل دیگه برخوردم. وقتی داشتم یه جای دیگه از کد رو دستکاری می‌کردم و میرفتم برای تست رو مرورگر یهو با یه خطایی مواجه می شدم که فلان فایل یا method نیست؛ در حالی که من اصلن اون فایلو چن روز بود تغییر نداده بودم و تو اجرای قبلی هم مشکلی نبود.

رفتم به اون فایل دیدم محتویاتش کلن پاک شده. خوبی کارم این بود که از git استفاده می‌کردم و می‌تونستم به سرعت برگردونم اطلاعاتو ولی این قضایا روی هم رفته اعصابمو داغون کرده بود. بدترین لحظه‌ش موقعی بود که کارفرما اومد شرکت و می‌خواستم پروژه رو نشونش بدم که دیدم باز همون اتفاق افتاد. دیگه جوش آورده بودم.

چند روز قبل این اتفاق رفته بودم جشن انتشار اوبونتو 14.04 که تو دانشگاه خواجه نصیر نزدیک شرکت برگزار می‌شد. قبل اون اوبونتو رو نصب کرده بودم و گه‌گاهی ازش استفاده می‌کردم و رفتنم به اون جشن فقط برای آشنایی با آدمای جدید بود که خداروشکر با خیلیا آشنا شدم.

بعد این قضیه کلن زد به سرم که به صورت کامل کوچ کنم به اوبونتو. این نسخه از اوبونتو، خلاف نسخه‌های قبلی که لپ‌تاپمو تا سرحد انفجار داغ می‌کرد، خیلی خنک و آروم و سریع کار می‌کرد. از همه مهمتر سرعت اجرای اسکریپتام به شدت سریع و دلنشین بود. دیگه صبر را بیشتر از این جایز ندونستم و از اون لحظه تا الان که دارم این پستو می‌نویسم (حدودن دو هفته) فقط و فقط از اوبونتو استفاده کردم و به صورت کامل ازش راضیم.

نرم‌افزارایی که روش نصب کردم به این ترتیبه:

  • Phpstorm برای کدنویسی php
  • Sublime Text 3 اونم برای کدنویسی البته برای تغییرات سریع و کوچیک
  • wine فقط برای اجرای شیلترفکن
  • Firefox & Chrome & Chromium برای وبگردی
  • Clementine برای موزیک گوش دادن
  • VLC & SMplayer برای دیدن فیلم و ویدیو
  • Koala برای کامپایل کردن فایل‌های Sass
  • Deluge برای تورنت
  • FileZilla برای انتقال فایل از طریق FTP
اینم بگم؛ از وقتی که مهاجرت کردم به اوبونتو تا اینجای کار جای خالی هیچ نرم‌افزار ویندوزی را احساس نکردم و به شدت تمرکزم رو کار افزایش پیدا کرده (شایدم فقط من این احساسو دارم) و تجربه‌م توی استفاده از خط فرمان هم خیلی بیشتر و بهتر شده.