مروری بر سالی که گذشت

تو یه سالی که گذشت تونستم درسمو تموم کنم و لیسانسو بگیرم. بعدش با دوستام شرکت پیشتازان فناوری اسپانتا رو راه انداختیم که به نظرم ریسک بسیار بالایی بود و جرات میخواست که به حمدلله توفیق حاصل شد تا بتونیم سرپا نگهش داریم. اوایلش یه خورده سخت بود، چون چندتا جوون کم تجربه تو زمینه شرکت داری و بازار و این حرفا بودیم که میخواستیم خودمونو تو این بازار جا بدیم.
از کمبود مشتری بگیر تا اختلاف سلیقه های جزئی و کلی بین بچه‌ها، هزینه‎های نگهداری شرکت و خلاصه خیلی چیزایی دیگه. تو وسط راه 4 نفر از بچه‌ها کنار کشیدن و یکی دوتا دیگه اضافه شدن. الان که آخر ساله از وضعیت تقریبن راضیم، از حد انتظارم فراتر بودیم ولی میشد که خیلی بهتر از اینا باشیم که اونم وابسته به عوامل متعدد دیگه‌س.
از زمینه شغلی بگذریم تو زمینه فنی هم به نظرم سال خیلی خوبی بود. پارسال این موقع ها بود که شروع کرده بودم به کار با فریمورک Codeigniter که یه 6 ماهی باهاش کار کردم و ازش راضی بودم. شرکتو که زدیم تصمیم بر این شد که یه فریمورک اختصاصی برای خودمون بنویسیم و بعد یکی دو ماه یه دونه نوشتیم اسمشم گذاشتیم ژیکس(یکی از نام های قدیمی ایرانی بود). به چند تا پروژه باهاش جلو بردیم ، میتونست جای کدایگنایترو برام بگیره و خیلی کمبود داشت و وقت اینکه بهبودش بدیم و براش کتابخونه بنویسیم نداشتیم، تا اینکه زد و با لاراول آشنا شدم، خیلی خوب بود، اصن عالی بود، همون چیزی بود که من میخواستم. یه جورایی یه انقلابی تو زمینه php و وب محسوب میشه.معماریش، کدنویسیش، اصن همه چی  منظم و کاربردی و کول.
الان حدود 2-3 ماهی میشه که با این فریمورک کار میکنم و تقریبن روزی نیس که یه چیز جدید راجع بهش یاد نگیرم، هر روز سراغ package هایی که دیگران نوشتن و به اشتراک میذارن میرم و خوباشونو سوا میکنم تا تو فرصت بهتر بررسیشون کنم. البته بگم تمام این قدرت لاراول از composer سرچشمه میگیره که واقعن عالیه.
به غیر از کار برنامه نویسی کارای دیگه بر حسب ضرورت و نیاز انجام دادم و برام تجربه و آموزش خیلی خوبی بوده. که میشه از نصب دوربین مداربسته ، راه اندازی شبکه و از همه جالبترش هم یه سیستم viop بود که این یکی دیگه آخرش بود، نام برد. از این جهت گفتم جالب که کارو گرفته بودیم، قرار بود یکی از دوستامون بیاد برای انجامش ولی یه سری مشکلات مثل عدم توافق نهایی با کارفرما و در دسترس نبودن اون دوستمون مجبور شدم بشینم دو ساعته اصلن ببینم چی هست و چه جوری کار میکنه و اینا رو یاد بگیرم و صبش رفتم سر کار با یه عالمه استرس ولی خداروشکر همه چیو راحت پیش بردم، هم به راحتی elastix نصب کردم (تا دو روز پیش نمیدونستم اصن چیه) و سیستم تلفنی یه آژانس هواپیماییو راه انداختیم که آخر سر که کار کرد واقعن خستگی از تنمون دراومد.
در آخر هم تونستم معافیتمو از نوع موارد خاص بگیرم و خودمو یه دو سالی جلو بندازم، یه سری از دوستام حسادت میکنن ولی بهشون حق میدم ، خب مننم بودم همین کارو میکردم.
امیدوارم سال دیگه سال خوبی برای همه باشه.و اینکه بتونم پروژه‌هامو به موقع تحویل بدم. 🙂